
این منم دخترکی دیوانه که باران هوایی اش کرده نه می خواهد چتر به دست گیرد و نه خیس شود تنها چترِ دست های تو را می خواهد برای نوازش انبوه قطره ها همین. اما نیستی و همین... درد کمی نیست! ...
ادامه مطلب
فکرش را بکن چه مرگ قشنگی می تواند باشد! تو از کوچه مرا صدا بزنی و من از شدت شوق در و پنجره را با هم قاطی کنم . . . ...
ادامه مطلب