
این منم دخترکی دیوانه که باران هوایی اش کرده نه می خواهد چتر به دست گیرد و نه خیس شود تنها چترِ دست های تو را می خواهد برای نوازش انبوه قطره ها همین. اما نیستی و همین... درد کمی نیست! ...
ادامه مطلب
من در صفحه دوم شناسنامه ام با لباســیسفید منتظــــرتنشسته ام + خیلی از این متن خوشم اومد حیفم اومد نذارم...
ادامه مطلب
فکرش را بکن چه مرگ قشنگی می تواند باشد! تو از کوچه مرا صدا بزنی و من از شدت شوق در و پنجره را با هم قاطی کنم . . . ...
ادامه مطلب
تابستان كم كم به پاييز فكر می كند پرندگان به كوچ درختان به عريانى و من به تـــــــــــــــو فكر مى كنم . . . ...
ادامه مطلب